دیشب یه پیام بلند بالا فرستادم.

موضع خودم رو مشخص کردم و برخلاف میل همه تصمیم خودم رو گرفتم.

خیلی جدی و قاطع حرفم رو زدم...

قرار شد بره فکر کنه، ارزش نداره بخواد بیاد اینجا واقعا زحمت چندین سالش رو حروم کنه.

پشیمون میشم؟نمیدونم...

جشن فارغ التحصیلی هم دوست هام پیام دادن گفتن باش....

هنوز جواب ندادم...

اون یه تصمیم احساسی بود که با یه تصمیم احساسی دیگه با خاک یکسان شد...

هیچ شوقی برای بودن توی اون عکس ها ندارم...هیچی...

عکس کیارو قاب کنم بزنم رو به روم؟ کسایی که حالم ازشون بهم میخوره...

این تصمیم منه و اون تاریخ هم اگر سال دیگه قرارداد ببندم سرکارم و روز شلوغیه اتفاقا...

۲۳!اوج رو رد کردم گویا:))))))

واقعا الان توی نقطه ایم که هی دست دست نمیکنم تصمیم رو میگیرم و اجرا می کنم...

ناراحتم؟

به خاطر حسی که از زندگیم حذف شده

ذوق هایی که کور شده

آره ناراحتم

ولی مهم نیست به احساساتم نیازی ندارم...

برای کی مهم بود؟مطلقا هیچکس...

همینقدر تباه...

یکم خودخواه بودنم بد نیست...